چتر...

دیشب که باران آمد می خواستم سراغت را بگیرم....

اما خوب میدانستم این بارهم که پیدایت کنم باز زیر چتر دیگری هستیناراحت

/ 5 نظر / 19 بازدید
محسن

سلام. حالا شما میرفتی، شاید زیر چتر کسی نبود. با مطلب "شگفتیهای قرآن" به روز هستیم. خوشحال میشم سری به ما بزنید و نظرتونو راجع به مطلب بگید.

صادق

من شما رو ادد کردم! مرسی از نگاهت به من

leila

تمام عروسک های دنیا یتیم می ماندند... اگر خدا دختر را نمی آفرید...

女神

زميـــن قانـون عجيبي دارد... هــفت ميليـــارد آدم و فقـط بـا يکي از آنهــا احساس تنهـايي نمي کني و خدا نکـــنه کـه آن يـک نفـــر تنهايت بگــــذارد، آن وقت حتي با خودت هـــم غريبـه مي شوي...

milad

میانِ آدمـــک هایِ هـــــزار رنـــــگ... دلباخته یک رنـــگی او شدم افــسوس... گذر زمان بیرنـــگش کرد کم رنگ... وکم رنگ تر..... وآخـــ ـــــر مــَــــــحـــــــــو