گذشتن

این روزها بالاخره خواهند گذشت...

ولی من..

از این روز ها نمی گذرم

/ 11 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محسن

پنجشنبه، ۸ فروردین ۱۳٩٢ - ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ خوندم جالب بود.گاهی سرمیزنم ولی شماهم سری بزنین. نویسنده: صبا [http://deltanghiha.persianlog.ir] پاسخ: چشم منم سر میزنم. گل شنبه، ۱۸ خرداد ۱۳٩٢ - ٢:۱٩ ‎ب.ظ وبلاگ خوبی دارین. خوندنش یه جورایی آرومم میکنه!! خوشحال میشم اگه به منم سری بزنیدتایید نویسنده: صبا [http://deltanghiha.persianblog.ir] پاسخ: سلام. خوشحالم که وبلاگم باعث آرامش شما شده. گل این دو کامنت، تنها کامنتهایی هستن که من از شما دریافت کرده ام در پست قبل. نیت منو هم خدا بهتر میدونه.

محسن

[خجالت] سلام تشابه اسمی شما با یه دوست دیگه باعث شده بود که اشتباهی کامنت شما رو رصد کنم و برای شما بنویسم!! ایشون به من گفته بودن جواب درستی به ایشون نداده ام، و نیتم برای خودمه و نه برای خدا! خلاصه اکسکیوز می.

رضا

بگذر قبل از اینکه این روزا بگذرن

رضا

وبلاگ من به درد نخوره- همون بهتر که نیاین! [لبخند]

mahdi

وبلاگ خوبی دارین. خوندنش یه جورایی آرومم میکنه!! خوشحال میشم اگه به منم سری بزنید

shahryar

سلام شرمنده يه مدت نبودم شما هم لينك شديد خوب و نازنين شايد تقصير كوچه هاست.... آن قدر قدم نزدم که کفشهایم گم شد و کوچه ها فهمیدند مادرم سالهاست بدرقه ام نمی کند نمیدانم چگونه خورشید با اینکه سرد تر از دیروز است باز هم !! در آسمان قدم می زند شاید تقصیر کوچه هاست که مرا نمی برند شاید کفشهایم را خورشید دزدیده است که اینگونه سرد قدم می زند باید از مادرم بپرسم چرا سالهاست کوچه ها نفهمیدند کفشهایم مقصرند.........یا خورشید؟؟

مهدی

سلام قشنگ بود.باتبادل لینک موافقی؟؟؟؟

محمد حسین

هوایــــــــــت … دســت سنگینــــــــــی داشت …! اینــــــــــ را وقتــــــــــی , زد به ســــــــــرم … فهمیــــــــــدم ………..!

مهدی

مرسی که سرزدی.من لینکت کردم